شمارهٔ ۱۵۲ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به ساقی گفت در میخانه مستی
به دستی ساغر و مینا به دستی
که عهد دوستی با ما نگارا
چرا بستی و بیموجب شکستی
بپرس از ما که واپسماندگانیم
به راحت ای که در منزل نشستی
عماری کش مرو چندان شتابان
کنون چو محملش بر ناقه بستی
مگر آن دلشکن آمد که از دل
به گوشم آمد آواز شکستی
بشارت باد خاصان حرم را
که عزم تو بدارد بتپرستی
مگر با یار می خوردی که از شوق
طبیب امشب نه هشیاری نه مستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، بساقی به میخانه و حال و هوای مستی اشاره میکند. او از معشوقهاش میپرسد که چرا عهد دوستی را شکسته است، در حالی که آنها همچنان به یاد او هستند. او به این فکر میکند که شاید دلشکنی پیش آمده که صدای شکست را شنیده است. همچنین بساقی به خاصان حرم بشارت میدهد که معشوقهاش به سوی بتپرستی رفته است. در نهایت، او به حال خود اشاره میکند که نه به حالت هشیاری است و نه مست، گویی در دو دنیای مختلف سرگردان است.