نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلی دارم که دارد اضطرابی

چو آن ماهی که دور افتد ز آبی

کبابم دل شرابم خون دل بس

نمی خواهم شرابی و کبابی

برآرم خفتگان را هر شب از خواب

تو شب آسوده در بستر بخوابی

ندارد سخت جانی همچو من یاد

از آن کرد آسمانم انتخابی

برآرد چون کرم از آستین دست

گناهی کرده باشم یا ثوابی

چو آید پای رحمت در میانه

چه حشری چه حسابی چه کتابی

طبیب خسته را گفتی کجا شد

شنیدم ناله ای دوش از خرابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بیانگر حس و حال دلbroken و اضطراب گوینده است. او خود را مانند ماهی دور افتاده از آب می‌بیند و به شدت درونش دچار ناراحتی و پریشانی است. حتی شراب و غذا هم برایش معنایی ندارد. دلش می‌خواهد دیگران را بیدار کند و آرامش آن‌ها را در شب مختل کند، در حالی که خودش هم هیچ آسایشی ندارد. گوینده از سختی زندگی رنج می‌برد و اشاره می‌کند که آسمان او را انتخاب کرده است. او به گناه و ثوابی که ممکن است انجام داده باشد فکر می‌کند و در نهایت به ناامیدی و خرابی درونش می‌رسد. این حس ناامیدی و تنهایی ادامه دارد و او از فرابندهای رحمت و حساب و کتاب می‌گوید. در پایان، به درد دل طبیبی اشاره می‌کند که خود خسته شده است.