شمارهٔ ۱۶۰ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زصید من چه شود گر عنان بگردانی
عنان ز صید من ناتوانی بگردانی
زگلبنی که برو بلبل آشیان بستی
گلش چو ریخت مباد آشیان بگردانی
سزد چو رفته ام از خود گر آشیان مرا
بگرد باغ تو ای باغبان بگردانی
دلم ز وعده وصلت قرار چون گیرد
که سست عهدی هر دم زبان بگردانی
گمان مبر که بهیچ آستانه ره یابم
اگر تو راهم ازین آستان بگردانی
طبیب چند نشینی بفکر سود و زیان
خوش آنکه روی ز سود و زیان بگردانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دلسردی و ناامیدی شاعر از عشق و روابط است. شاعر از معشوق میخواهد که اگر او را ترک کند، حداقل آرزو دارد که زیباییهای باغ عشق را خراب نکند. او به ناپایداری وعدههای معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که در تصمیمگیریهای خود، به احساسات و روابط انسانی توجه کند و از فکر سود و زیان دوری کند. شاعر به طور کلی از عدم وفای به عهد و خطرات عشق و جدایی گلایه میکند.