نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست

افسوس که چون روی تو خوی تو نکو نیست

خم در قدحم ریز که در میکده عشق

سیرابی ما تشنه لبان کار سبو نیست

بی‌بخیه بهم باز نیاید لب زخمی

آن چاک دل ماست که دربند رفو نیست

گویا که غلط کرده ره گلشن کویش

امشب که نسیم سحری غالیه‌بو نیست

آئین وفا کار طبیبست که باشد

او را غم یاران وکسی را غم او نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و حالات درونی خود می‌پردازد. او بیان می‌کند که در جمع خوبان، هیچ کس به زیبایی معشوقش نیست و از این موضوع افسوس می‌خورد. همچنین اشاره می‌کند که تشنگی دل او از میکده عشق سیراب نمی‌شود و زخم‌های دلش ترمیم‌پذیر نیستند. شاعر ناامید به نظر می‌رسد و می‌گوید که در این شب، بوی خوش نسیم سحر نیز به مشام نمی‌رسد. در نهایت، او به وفا و غم یاران اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که پزشک وفا باید غم یاران را بداند، اما هیچ کس غم او را نمی‌خورد.