نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ - نوایی طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

غمش در نهانخانهٔ دل نشیند

به نازی که لیلی به محمل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم

که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

خلد گر به پا خاری آسان بر آرم

چه سازم به خاری که در دل نشیند

پی ناقه‌اش رفتم آهسته ترسم

غباری به دامان محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست مشکل نشیند

عجب نیست خندد اگر گل به سروی

که در این چمن پای در گل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا

گدایی به شاهی مقابل نشیند

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا

کسی چون میان دو منزل نشیند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به نوعی ابراز احساسات عمیق و غم شخصی می‌پردازد. شاعر از دل‌تنگی خود در نهان‌خانه دل می‌گوید و به زیبایی لیلی اشاره می‌کند که بر محمل نشسته است. او از اشک‌ها و گریه‌هایش که باعث می‌شود حتی ناقه‌اش در گل بمند، سخن می‌گوید. شاعر به دوستی و محبت اشاره کرده و می‌گوید که عجب نیست اگر در این بزم محبت، گدا و شاه در کنار هم نشسته باشند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که فراهم آوردن چیزهای مادی در زندگی بی‌فایده است و کسی باید در میانه دو منزل زندگی کند.