شمارهٔ ۴۷ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان را نگر از خاره تنی ساختهاند
که به بیداد چو تو دلشکنی ساختهاند
به حذر باش درین بزم که جادونگهان
کار ما مژه بر هم زدنی ساختهاند
غافلند از گل رخسار تو ای رشک چمن
بلبلانی که به خار چمنی ساختهاند
خورم افسوس به این مردهدلانی که ز کف
داده جان را و به فرسوده تنی ساختهاند
آهوانی که درین صیدگهند از هر گام
به خدنگ چو تو ناوکفکنی ساختهاند
محفل عشق کجا و دل غمناک طبیب
ای خوش آنان که به بیتالحزنی ساختهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف و احوال عاشقان پرداخته و به تضاد بین عشق و درد میپردازد. شاعر به زیباییهای معشوق و دلشکستگی عاشقان اشاره میکند و هشدار میدهد که در این بزم عشق، مراقب جادو و فریبکاریها باشند. او از غفلت برخی از زیباییهای معشوق و حالت بیحالی عاشقان افسوس میخورد و به توصیف عواطف و احساسات عمیق در عشق و دلتنگی میپردازد. در نهایت، شاعر حضور در محفل عشق را با غم و درد همراه میبیند و به خوشی کسانی اشاره میکند که در کنج عزلت و آرامش میزیند.