شمارهٔ ۵ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چون از طرف چمن آن سر و سیمینبر شود پیدا
ز غوغای تذروان شورش محشر شود پیدا
درین گلشن ازین داغم که نوپرواز مرغان را
رسد عهد گرفتاری چو بال و پر شود پیدا
نمیدانم زیان و سود بازار محبت را
همیدانم که کالای وفا کمتر شود پیدا
چه حرفست این که میآید ز بلبل کار پروانه
ترا چون من کجا یک عاشق دیگر شود پیدا
عجب نبود طبیب ار خندهاش بر گریهام آید
که مستان را نشاط از ریزش ساغر شود پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسانی است. شاعر به زیبایی و دلربایی چمن و پرندگان اشاره میکند و از دلتنگی خود میگوید. او نمیداند در عشق چه سود و زیانی وجود دارد اما میداند که وفا در این بازار کم است. همچنین به تضاد بین شادی و غم در عشق میپردازد و اشاره میکند که ممکن است طبیب، در حالی که میخندد، بر درد و رنج عاشق نظارت داشته باشد. در کل، این شعر حسرت و زیبایی عشق را به تصویر میکشد.