نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دارد به سحر دعا اثرها

دست من و دامن سحرها

هر شب بامید وعده تو

چشمم شده فرش رهگذرها

از باخبران نشد سراغی

جستیم خبر زبی خبرها

آزرده دلم هزار افسوس

کافتاده بدام خوش کمرها

هر چند طبیب تلخکامی

ریزد نی خامه‌ات شکرها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و انتظار می‌پردازد. او شب‌ها به امید دیدار معشوق دعا می‌کند و دلش به آه و افسوس از دوری معشوق پر است. در حالی که هر روز در جست‌وجوی خبرهایی از محبوبش است، احساس ناامیدی و افسردگی او را آزار می‌دهد. علی‌رغم تلخی روزگار، شاعر به یاد معشوقش شکر و محبت را همچنان در دل دارد.