شمارهٔ ۵۰ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
به من از ناز نگاهش نگرید
نگه گاه به گاهش نگرید
رخ او چون گل و خطش چو گیاه
گل این باغ و گیاهش نگرید
لشکر انگیخته عشقم از اشک
دشتپیمای سپاهش نگرید
از ره آتش نفسی میآید
شعلهٔ آتش و آهش نگرید
به هلالی چه گشایید نظر؟
شکن طرف کلاهش نگرید
سر عشاق بسی بر سر هم
ریخته بر سر راهش نگرید
همه دم گرم فغان است طبیب
اثر ناله و آهش نگرید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و احساسات عاشقانه شاعر پرداخته است. شاعر از ناز و نگاه معشوق سخن میگوید و اینکه زیبایی او همچون گل و گیاه است که در باغ عشق پرورش یافتهاند. او بیان میکند که عشقش به مانند لشکری از اشک در حال نبرد است و بر اثر حرارت عشق و عاطفه، آه و نالهاش به گوش میرسد. در نهایت، شاعر به درد و رنج دیگر عاشقان و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره میکند و احساسات عمیقش را در برابر معشوق به تصویر میکشد.