نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد

این تشنه‌لب دریغ به کوثر نمی‌رسد

اشکم به دیده کی رسد از گرمی جگر

از شیشه این شراب به ساغر نمی‌رسد

در پیش ما که بی‌سروسامان عالمیم

دردسری به منت افسر نمی‌رسد

تا نیست درد ناله ندارد اثر دریغ

روشنگری چو نیست به جوهر نمی‌رسد

تا کی طبیب شکوه کنی از جفای هجر

شرح غم فراق به آخر نمی‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود از درد و فراق می‌پردازد. او به شتاب و بی‌قراری دل خود اشاره می‌کند که نمی‌تواند به محبوبش برسد. تشنگی و اشک هایش هیچ‌گاه به آرامش نمی‌رسند و به نوعی ناامیدی از زندگی در او جریان دارد. همچنین، او به مشکلات و دردهایی که در جنگ و جدایی تجربه کرده اشاره می‌کند و می‌گوید در چنین حالتی هیچ‌چیز نمی‌تواند به او کمک کند. در نهایت، او می‌پرسد تا کی باید از درد و رنج عشق بگوید و غم فراق را توصیف کند، زیرا این احساسات هیچ‌گاه به انتها نمی‌رسند.