نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟

از نظر افکندی‌ام، یاران به یاران این کنند؟

کشت و افکند و به فتراکم نبست آن شهسوار

دیده‌ای هرگز به صیدی شهسواران این کنند؟

سوخت جانم از خمار و ساقی‌ام جامی نداد

ساقیا در انجمن با میگساران این کنند؟

مرهم لطف از تو جستم زخم بیدادم زدی

دل‌نوازان جان من با دل‌فگاران این کنند؟

می‌کنی هر دم به من ظلمی نگاران دلبرا

با اسیران بلا در روزگاران این کنند؟

هوشیاران را نباشد جز جفا قسمت طبیب

حیرتی دارم چرا با هوشیاران این کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از عشق است. شاعر از معشوقه‌اش می‌خواهد که به او توجه کند و در عین حال از ظلم و بی‌توجهی او شکایت دارد. او به مبارزه‌ها و فداکاری‌های عاشقان اشاره می‌کند و از این که دیگران چه ظلم‌ها و رنج‌هایی چشم‌پوشی می‌کنند، غصه می‌خورد. همچنین اشاره به جفا و درد ناشی از جدایی و خواسته‌اش برای مرهم و تسکین از معشوق دارد. این شعر در واقع تصویرگر تنش‌های عاطفی و پیچیدگی‌های عشق است.