نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد

منت احسان کی از چرخ ستمگر می‌کشد

زآستان بی‌نیازی تا کف خاکی به جاست

کی سر ما خاکساران ناز افسر می‌کشد

می‌رود گرد یتیمی، کی بشستن از گهر؟

منت خشکی دلم از دیدهٔ تر می‌کشد

عزت دنیا هم‌آغوش است با حسن سلوک

رشته هموار سر از جیب گوهر می‌کشد

با ضعیفان دشمنی، دارد خطرها در کمین

انتقام شمع را از شعله، صرصر می‌کشد

منت صیقل مرا بر دل گران آمد طبیب

زنگ را آیینه من سنگ در بر می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساساتی عمیق از درد و رنج انسانی می‌پردازد. شاعر به نقض عدالت و بدبختی‌های زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس از ظلم و ستم چرخ روزگار در امان نیست. او به این نکته می‌پردازد که در دنیای پر از فقر و یتیمی، انتظار احسان و کمک از دیگران بی‌فایده است. عشق و احترام به دیگران، به عنوان ارزش‌هایی در زندگی، تنها با حسن سلوک ممکن است. در انتها، شاعر به ضرورت تلاش برای پاک کردن زنگارهای قلب و روح اشاره می‌کند و می‌گوید که اصلاح این زنگارها از کارهای سخت و گران خواهد بود.