نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند

ناله را مرغ چمن به که فراموش کند

نالم از دیده تر تابکی از مشت خسی

هر نفس آتشی افروزم و خاموش کند

در کنار توازین رشگ خورم خون که مباد

با خیال تو کسی دست در آغوش کند

تا بکی جور جوانان قصب پوش مگر

اثری ناله پیران خشن پوش کند

سادگی بین که باین سست وفا یار طبیب

بسته‌ام عهدی و دانم که فراموش کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از جدایی اشاره دارد. شاعر از ناله و فریاد مرغان چمن و ناکامی‌اش در احساسی عمیق می‌گوید. او در هر نفس، آتش عشق را افروخته و در تلاش برای حفظ یاد محبوب، نگران فراموشی آن است. در عین حال، شاعر به وفای بی‌ثبات یار اشاره می‌کند و می‌داند که این بی‌وفایی او را غمگین می‌کند، اما همچنان در دل خود عهد و پیمانی بسته که ممکن است فراموش شود. این شعر ترکیبی از عشق، درد و ناامیدی است.