شمارهٔ ۷ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نیست هرگز به بد و نیک جهان کار مرا
هست یکسان به برم سبحه و زنار مرا
آب آیینه ز عکس رخ من گل گردد
گرد غم بس که نشسته است به رخسار مرا
چون حبابم نبود حوصله رطل گران
میکند یک قدح باده سبکبار مرا
دیده بر همت دریا نگشایم چو صدف
قطره اشک بود گوهر شهوار مرا
شیوه جور مبادا که رود از یادش
برسانید به آن یار ستمگار مرا
زآن خوشم در صف عشاق که در بزم طبیب
سرخرو میکند این دیده خونبار مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و تضادهای درونی شاعر اشاره دارد. شاعر بیان میکند که اعمال او در برابر نیکی و بدی جهان بیتاثیر است و در عین حال، احساساتش به شدت تحت تاثیر عشق و غم قرار دارد. او نسبت به زیبایی و جذابیت خود، که ممکن است به خاطر غم و اندوه تحت تاثیر قرار گرفته، نگران است. همچنین، او به تصویر کردن احساساتش در برابر معشوق و قدرت عشق میپردازد و نسبت به درد و رنجی که عشق برایش به ارمغان آورده، ابراز تأسف میکند. شاعر در نهایت به آرزوی وصال با یار میرسد و از امید به عشق و زیبا بودن در جمع عاشقان میگوید.