شمارهٔ ۷۱ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
مائیم و فراق دیده ای چند
بار غم دل کشیده ای چند
وارسته زنام و فارغ از ننگ
از دام بلا رمیده ای چند
از شور جنون بکوه و صحرا
سیلاب صفت دویده ای چند
از بخت سیه ز زندگانی
چون شمع، طمع بریده ای چند
صدبار بکوچه ملامت
چون اشگ بسر دویده ای چند
در گوشه غم هزار ناله
از پرده دل شنیده ای چند
از باده عشق گشته سرمست
در میکده آرمیده ای چند
از بیم فریب عقل بر خویش
افسوس جنون دمیده ای چند
ازمزرع عشق دانه خورده
از دام هوس رمیده ای چند
پیراهن خود برنگ لاله
در خون جگر کشیده ای چند
افسوس طبیب روزگارت
شد تیره ز نور دیده ای چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات انسانی پرداخته و به بررسی موضوعاتی چون فراق، غم، عشق و جنون میپردازد. او از چالشها و سختیهای زندگی میگوید و به این نکته اشاره میکند که هر کس به نوعی دچار درد و رنج شده و در جستجوی رهایی از آلام خود است. شاعر به تضادهای درونی انسان، مانند عشق و عقل، و همچنین به غم و شادی اشاره میکند و بیانگر حالاتی است که انسانها در طول زندگی خود تجربه میکنند. در نهایت، او به ناامیدیهایی که به دلیل شرایط زندگی و طبیعت انسانی ایجاد میشود، اشاره میکند.