شمارهٔ ۷۳ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
لاله از سینه چاک و کفن خون آلود
صبح از جامه رنگین شفق مستغنیست
پیر کنعان چه کند پیرهن خون آلود
می توان یافت که در پای دلش خاری هست
گل کند از لب هر کس سخن خون آلود
گرچه خون می خورد از رشگ رخت گل به چمن
می کند وصف ترا با دهن خون آلود
اشگ خونین همه از دیده حیران ریزد
گر در آئینه فتد عکس من خون آلود
خون خجلت نشود شسته بخون چند طبیب
شوئی از دیده خونبار تن خون آلود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و درد و رنج ناشی از آن اشاره دارد. شاعر با تصاویری از خون و زخم و رنگهای خونین، بیان میکند که درد عشق و اشکهای خونینش به هیچ وجه فراموش نمیشود و نمیتوان آن را محو کرد. او به وصف حال خود میپردازد و از جراحتهای عاطفی سخن میگوید که همواره در زندگیاش نمایان است. این متن حسرت و اندوه ناشی از عشقی ناکام را به تصویر میکشد.