نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنان که در طلب به پی دل نمی‌رسند

صد سال اگر روند به منزل نمی‌رسند

این ظلم دیگر است که صیادپیشگان

یک بار بر جراحت بسمل نمی‌رسند

در حیرتم که قافله اشک و آه من

هر چند می‌روند به منزل نمی‌رسند

غافل ز دل مباش که خورشید و مه طبیب

در روشنی به آینه دل نمی‌رسند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناامیدی و دشواری‌هایی می‌پردازد که انسان‌ها در پی رسیدن به آرزوها و خواسته‌هایشان با آن مواجه هستند. شاعر می‌گوید گرچه برخی در جستجوی دل‌خواه خود تلاش می‌کنند، اما به مقصد نمی‌رسند. حتی اگر سال‌ها بگذرد، هنوز به آنچه می‌خواهند دست نمی‌یابند. او همچنین به ظلمی که بر عاشقان می‌گذرد اشاره می‌کند که جراحت‌هایشان درمان نمی‌شود و قافله اشک‌ها و آه‌هایش نیز به مقصد نمی‌رسند. در نهایت، اشاره می‌کند که در عشق و دل‌باختگی، حتی خورشید و ماه هم نمی‌توانند دل را روشن کنند.