شمارهٔ ۷۸ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
از جور تو هر چند رمد باز نشیند
شد یار و درآمد ز درم غیر و روانیست
جغد آید و در منزل شهباز نشیند
مرغ دل ما از قفس سینه پریده است
تا بر لب بام که ز پرواز نشیند
دیرند اسیران تو ناکام بدامت
رحمست بصیدی که ز آغاز نشیند
شد شمع بسی کشته و آتشکده خاموش
کی آتش ما سوختگان باز نشیند
تا چند طبیب از غم بیگانه پریشان
وقتست که در انجمن راز نشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ احساسات و درگیریهای روحی شاعر است. او از آزاد شدن مرغی (نماد دل و روح) از قفس صحبت میکند که پس از رها شدن به پرواز میپردازد. شاعر از درد و رنج ناشی از جدایی و ناکامی در عشق مینالد و اشاره به جغدی میکند که به جای پرندهای شجاع (شهباز) در منزل نشسته است. همچنین بر نقش طبیبها و مشاوران در درمان دردهای روحی تأکید میکند و از نیاز به گفتگو و بروز احساسات در جمع صحبت میکند. بهطور کلی، شعر به بررسی احساسات رنج و آزادگی و ضرورت درمان روحی میپردازد.