شمارهٔ ۱۰۱ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه در میخانه بر لب خندهها دارد قدح
چشم عبرت سوی این بزم فنا دارد قدح
در جهان صد شور از یک جام تقسیم ازل
هیچ میدانی که اندر دل چهها دارد قدح؟!
در سلوک عشق اندر عشرتآباد جهان
کی به جز پیر صراحی مقتدا دارد قدح؟!
بس که سر تا پای دنیا دامگاه آفت است
بر شکست رنگ عشرت مومیا دارد قدح
چون خمار باده هردم درگه افتادگی
از خیال قامت مینا عصا دارد قدح
دم به دم دست دعا بگشاده در بزم ادب
یک تواضع از صراحی التجا دارد قدح
پیش مینای طرب با ساز قلقل هر نفس
از زبان باده عرض مدعا دارد قدح
روز و شب طغرل مثال چنگ با قد نگون
از برای دختر رز نالهها دارد قدح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و لذتهای دنیا میپردازد و در عین حال به زوال و فنا نیز اشاره میکند. شاعر به میخانه و شادیهای آن اشاره کرده و میگوید که اگرچه قدح (جام) در میخانه پر از خنده و شادابی است، اما در دلش رازهایی پنهان است. او به عشق و جستجوی معنای واقعی زندگی میپردازد و نشان میدهد که در این دنیا، با وجود تمام لذتها، در نهایت همه چیز گذران و فناپذیر است. قدح به عنوان نمادی از این تضاد بین لذت و حقیقت در نظر گرفته میشود. شاعر به صورت مکرر از قدرت و زیبایی باده و مینا صحبت میکند و در کنار آن به دعا و تواضع نیز اشاره میکند، که نشاندهنده پیوند بین دنیوی و معنوی است. به طور کلی، این شعر نگاهی عمیق به زیبایی، لذت و زوال در زندگی دارد.