شمارهٔ ۱۱۲ - میرزا همدم طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
چین زلفت چین غم بر جبهه چین آورد
یوسف مصر ملاحت چین ابروی تو دید
چین بر ابرو زد که این ابرو به ماچین آورد
رام سازد خال هندوی تو هندو را به دین
این عجب هندو که دین خویش بر دین آورد!
زیر بار عشق تو قدی که میگردد دوتا
کوه البرز و جبال نو به تحسین آورد
از غم عشق تو گر فرهاد گردد تلخکام
ترک سودای خیال لعل شیرین آورد
هرکه رویت دید چون سیماب گردد بیقرار
کیست بیند عارضت را باز تمکین آورد؟!
مد طاق ابروی پیوست مشکین تو را
زاهد صدساله بیند رخنه بر دین آورد
در بساط عارضت هرکس که بازد نرد غم
اسپ بختش کشتی شهرخ ز فرزین آورد
میکند هردم به اوج موشکافی آشیان
صید معنی طغرلم از چنگ شاهین آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه و تأثیر آن بر دل و روح عاشق است. شاعر به توصیف زیباییهای او همچون زلف و ابرو میپردازد و بیان میکند که محبت و عشق او بر دیگران چنان تأثیر میگذارد که باعث تغییر دین یا دیدگاه آنها میشود. همچنین، از احساسات عمیق و تلخیهای عشق سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که دیدن چهره معشوق، انسان را بیقرار و مشتاق میکند. در نهایت، شاعر تأثیر زیبایی او را بر دیگران و باز شدن در فهم معانی عمیق زندگی نشان میدهد.