شمارهٔ ۱۱۳ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
غنچه از لعل تو سبق گیرد
در و یاقوت در طبق گیرد
چشمت از خون باده بسته حنا
باج از سرخی شفق گیرد
نزد تحریر وصل کلک مرا
شهد مضمون دماغ شق گیرد
عاشق از لعل تو به خضر خط
دعوی بوسه کرده حق گیرد
به فریب و فسون و مکر رقیب
از گلاب تو کی عرق گیرد؟!
یوسف آیین دلبری تو را
گر ببیند ازین نسق گیرد
نظم طغرل به هر کتاب که هست
زینت از شعر او ورق گیرد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهایی میپردازد که از عشق و زیبایی معشوق سرچشمه میگیرند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا، به تمایل و اشتیاق عشق اشاره میکند. غنچهای که از لعل معشوق درخشش میگیرد، چشمان معشوقی که به رنگ خون و حناست، و بوسههایی که از عشق ناشی میشوند، همه به توصیف جذابیتها و احساسات عاشقانه میپردازند. همچنین شاعر به فریب و زیبایی معشوق اشاره میکند که هیچ چیز نمیتواند با آن رقابت کند. در پایان، شاعر میگوید که آثار و اشعار از زیباییهای عشق الهام میگیرند و به همین دلیل همیشه درخشان و زیبا خواهند بود.