شمارهٔ ۱۲۰ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر کرا چشم تو صهبا میکشد
دست از دنیا و عقبی میکشد
از غمت هرکس که افتد بر زمین
مد آهش بر ثریا میکشد
بهر دعوا عارضت خورشید را
دم به دم پیش مسیحا میکشد
کاتب قدرت ز زلفت یک قلم
نسخههای خط طغرا میکشد
محو حیرت گشته مخموریات
نشئهای از موج صهبا میکشد
هرکه یاد طره او میکند
رشتهای ز اندیشه بر پا میکشد
شوق باشد مسند اقبال ما
شعله از پستی به بالا میکشد
نیست کم از در دریای عدن
گوهری از دل که دانا میکشد
حبذا طغرل که بیدل گفته است
خانه حیرت تماشا میکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیر چشم و زیبایی محبوبی است که در زندگی افراد تغییرات عمیقی ایجاد میکند. شاعر با بیان اینکه هر کس به زیبایی محبوب نگاه کند، از دنیا و آخرت جدا میشود و تحت تأثیر غم و شوقی قرار میگیرد که او را در خود غرق میکند. علاوه بر این، محبوب به قدری جذاب است که حتی خورشید و مسیحا هم به او توجه میکنند. این زیبایی فرد را دچار حیرت میکند و یادش موجب میشود که افکار و احساساتال جسته و به سمت او کشانده شوند. در نهایت، شاعر به نوعی از عشق و شوق میرسد که خواهان جستجوی گوهری از دل و احساسات عمیقتری است.