نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد

ز مضمون براتش مور مهمان سلیمان شد

نگاه حیرت‌انگیزش بساط‌آراست شوخی را

رم چشم غزالان از خدنگ ناز مژگان شد

تماشای بهارستان رخسارش چسان سازم

که از عکس جمال او هزار آیینه حیران شد؟!

سخن می‌رفت در گلشن همانا دوش از زلفش

وگرنه از چه این دم خاطر سنبل پریشان شد؟!

بیا ای بانی قصر دل عشاق کز هجرت

ز سیلاب سرشک من بنای کعبه ویران شد!

وفا ای بی‌وفا هرگز نمی‌سازی به عهد خود

فراموشت ز خاطر گوییا آن عهد و پیمان شد؟!

ز گیسوی تو تا زنار بسته بر میان طغرل

بتا رحمی به حال او که دور از نقد ایمان شد!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرات عمیق عشق می‌پردازد. شاعر از زیبایی معشوق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که چطور جمال او تمامی آینه‌ها را متحیر کرده است. همچنین، به درد و رنج عشق و جدایی نیز اشاره می‌کند و از وفا و عهدهایی که بر زمین مانده، سخن می‌زند. شاعر فضای عاشقانه و غمگینی را به تصویر می‌کشد و از گیسوی معشوق به عنوان نمادی از عشق و ایمان یاد می‌کند. در کل، این شعر به تجربه عمیق و پیچیده عشق و زیبایی می‌پردازد.