شمارهٔ ۱۳۵ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو میزند
بسملش چون ماه نو بر چرخ پهلو میزند
دی به گلگشت چمن نخلش خرام آورد بار
قمری با یاد قدش امروز کوکو میزند
نرگس مست خدنگانداز افسونساز او
تیر آهو از ره وحشت به آهو میزند
سرو اگر در باغ بیند سرو آزاد تو را
یک قلم انگشت حیرت بر لب جو میزند
خاک پایت توتیای دیده هر کس نشد
دست حسرت از ندامت سخت بر رو میزند!
با دل صد چاک زیر نخل شمشادم کنون
شانه از مشاطه آن مه تا به گیسو میزند
پنجه دانشربا بگشاده از اوج کمال
طغرل ما صید معنی را چو تیهو میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیباییها و جذابیتهای یک معشوق است. شاعر به ویژگیهای خاص او اشاره میکند، از ابروهایش که جذابیتی جادویی دارند تا تأثیر او بر طبیعت و موجودات دیگر. معشوق مثل ماه نو درخشان است و نگاهش به چمن و درختان باعث شگفتی میشود. دیگران نیز به دلیل زیبایی او دچار حسرت و افسوس میشوند. در نهایت، شاعر با ادبیاتی خیالانگیز، هنر و کمال معشوق را به تصویر میکشد و پیوندی عمیق میان عشق و زیبایی برقرار میکند.