شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریم طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
وامق از مهر تو ترک پیشه عذرا کند
بلبل و قمری به باغ از حسرت قد و رخت
آن یکی کوکو زند و آن دیگری آوا کند!
ای مه خوبان ز عشقت زهره سرگرم نواست
بر فلک کلک عطارد وصف تو انشا کند!
در چمن سنبل ز خجلت سر فرود آرد به پیش
گر صبا افسانه آن زلف عنبرسا کند
لمعهای حسن تو را بیند زلیخا گر به خواب
از ندامت بر سر یوسف بسی غوغا کند
گر به گوش باغبان افسانه رویت رسد
تا قیامت کی دلش میل گل رعنا کند؟!
رخت هستی برنهم بر محمل راه فنا
گر رقیب بیسعادت در بر رو جا کند!
یک شب از راه کرم ای شوخ سوی من بیا
تا نگاهم در بساط عارضت مأوا کند
مست صهبای وصالت گر شود طغرل چه باک؟!
یک قلم ملک دو عالم را به پشت پا کند!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و زیبایی فرد محبوب است. شاعر بیان میکند که عشق به محبوبی چون تو قوانینی جدید ایجاد میکند و حسرت بلبل و قمری از زیباییهای محبوب را نشان میدهد. زیبایی محبوب آنچنان است که حتی زلیخا و یوسف و باغبان هم تحت تأثیر قرار میگیرند و به نوعی از عشق و زیبایی او سخن میگویند. شاعر خواهان دیدار محبوب است و میگوید که حضور محبوب میتواند تمام مشکلات و چالشهای زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، او بیان میکند که عشق و وصال میتواند تا حدی آدمی را مست کند که بر تمام جهان بیاعتنا باشد.