شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجان طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
قیمت لعل لبت سودای گوهر بشکند
با قد شمشاد سوی باغ گر آری گذر
زانفعال قامتت شاخ صنوبر بشکند
در ره عشقت شدم خاک و ولی ترسم از آن
کز غبار من تو را نعل تکاور بشکند
الحذر از فتنه یأجوج چشم ساحرت
آخر این خیل بلا سد سکندر بشکند!
لعل خود گر واکنی چون غنچه هنگام سخن
از تبسمهای لعلت نرخ شکر بشکند
حیرت آیینه از عکس رخ زیبای توست
از عرق هردم به روی خویش جوهر بشکند
مد ابروی تو در تاراج دل ماند به آنک
ذوالفقار مرتضی دیوار خیبر بشکند
یک شبی سرمست صهبای وصال خویش کن
گر شکستی این سخن دل هم برابر بشکند
دارم اندر دل هوای عشقت ای نازآفرین
این خمار من کی از هر جام و ساغر بشکند؟!
چون روم سویت ولی از سنگباران رقیب
تا حریم وصل تو صدجا مرا سر بشکند!
انگبینت طعنه سازد با شراب سلسبیل
نرگس بیباک مستت قدر ابحر بشکند
نام تو تا بر سر هر بیت طغرل تاج شد
از خجالت افسر فغفور و قیصر بشکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که به طرز دلنشینی توصیف شده است. شاعر از عنبر و لعل به عنوان نمادهای زیبایی و ارزشمندی استفاده میکند و اینکه زیبایی معشوق میتواند دلیلی برای شکستن تمام موانع و مشکلات باشد. او از خطرات عشق و غم ناشی از آن میگوید، و تأکید میکند که قدرت جذابیت معشوق میتواند هر مقاومتی را در هم بشکند. از عشق و درد جدایی نیز سخن میگوید و در نهایت به ستایش نام و مقام معشوق میپردازد که باعث ننگ و خجالت دیگران میشود.整体而言, شعر سرشار از احساسات عمیق و زیباییشناسی است.