شمارهٔ ۱۴۴ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عارض چون ماهش از برقع نمایان میکند
عالمی را شمع رخسارش چراغان میکند
از خیال غنچهاش دارم به دل جمعیتی
خاطرم را یاد آن گیسو پریشان میکند
دوش با یاد رخش از دیده باریدم گهر
موج اشکم در جهان امروز طوفان میکند
دل به کوی یار میباشد ولی هر دم چو مور
آن تفاخرها که در دست سلیمان میکند!
ای پریرو نقش نیرنگ کدامین صورتی؟!
چشم صد آیینه را عکس تو حیران میکند!
گر همین باشد گداز شعله شمع وفا
خانه زنبور را پروانه ویران میکند
با مریض عشق دارو نیست در دکان دهر
مشکل مجنون ما را لیلی آسان میکند
حیرتی دارم که طغرل بلبل از شب تا سحر
در حضور شاهد گل سخت افغان میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و شاعرانه به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. او از اثرات عمیق و حیرتانگیز عشق و زیبایی معشوق بر دل و جان خود میگوید. چهره معشوق مانند ماه درخشان است و وجود او زندگی را روشن میکند. شاعر در عین حال از رنجها و اشکهای ناشی از عشق سخن میراند و به دلتنگی و longing خود میپردازد. او همچنین به احساسات پیچیده ناشی از عشق و ناتوانی در فرار از آن اشاره میکند. در نهایت، شاعر از قدرت تأثیرگذاری معشوق بر دیگران و وجود جنبههای نیرنگآمیز عشق صحبت میکند.