شمارهٔ ۱۴۵ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل به طاق ابروی او میْپرستی میکند
چون کبوتر در رواق کعبه مستی میکند
از بلندی کی رسم در ذروه آن آستان
طالع اقبال سستم سخت پستی میکند!
سرمه دارد آرزو چشم از غبار مقدمش
خاک پایش را جبینم پیشدستی میکند
هیچ کس در عشق لیلی نیست اینجا استوار
کی چو مجنون دیگری دعوای هستی میکند؟!
عجز باشد در طلب شمع دلیل مدعا
صد درست از مومیا یک دل شکستی میکند
فکر موزونم کنون طغرل در اقلیم سخن
حکم دیوان وزارت چون مهستی میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل، از عشق و شیدایی شاعر به محبوبش سخن میگوید. او مانند کبوتر در کعبه به ستایش معشوق خود مشغول است و از ارتفاع مقام او احساس ناتوانی میکند. آرزوی دیدن او در دل دارد و به پای او، که نماد خاکساری است، سجده میکند. شاعر میگوید که در عشق لیلی، هیچکس مانند مجنون پایدار نیست و در بیان احساساتش، از ناکامیهایش میگوید. همچنین تأکید میکند که در جستوجوی عشق، حتی کمبودهایی هم به او زور میدهد و در نهایت به مهارت کلامش و قدرت وزانت شعر اشاره میکند.