شمارهٔ ۱۴۶ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پرتو آیینهام حیرتبیانی میکند
صورت بهزاد فکر من نه مانی میکند
وضع میزان خیالم را مپرس از نازکی
سایه مویی به یاد آید گرانی میکند!
عقدههای مشکل رمز و کنایات مرا
فهمد آن دانا که حل بوالمعانی میکند
در سریر موشکافی شاهم از فکر رسا
در دیار نظم طبعم حکمرانی میکند
اختر طالع به اوج دانشم دنباله زد
ملک معنی را دلم صاحبقرانی میکند
هرکه شد در بحر اشعارم نخستین ناخدا
زورق از فهم بلند خویش ثانی میکند
مهره نرد بساط بیت موزون مرا
هرکسی با قدر دانش دانهرانی میکند
در شکار صید معنیهای وحشترام من
گه خدنگ از غمزه که ابرو کمانی میکند؟!
طغرلآسا روز و شب در اوج مضمونهای بکر
طائر رمز نکاتم پرفشانی میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و تفکر شاعر درباره حقیقت و معانی موجود در اشعار و زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری همچون "پرتو آیینه" و "صورت بهزاد" به زیبایی و اثرگذاری فکر خود اشاره میکند. او وضعیت خود را به نحوی توصیف میکند که دیگران نتوانند عمق احساساتش را درک کنند. همچنین به عقل و دانش اشاره میکند که میتواند معانی پیچیده را بفهمد و با قدرت تفکر، در دُرجات ادبیات و هنر سرآمد باشد. شاعر با نگاهی عمیق به دنیای واژهها و معانی، سعی دارد به رمز و رازی که در اشعار نهفته است بپردازد و قدرت خود را در شکار معانی و مضامین جدید به نمایش بگذارد.