نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود

شهد مضمون حدیث دلکشت در کام بود!

دم به دم ساعت به ساعت از نوید نامه‌ات

طرف گلزار خیال من بهار ایام بود

از کلامت «واصبر واتفسیر» می‌کردم مدام

اضطراب مرغ دل در حقله آرام بود

می‌کشیدم صید عشرت را به قلاب خطت

پیچ و تاب موج مکتوبت کمند دام بود

نکهت رمز سواد نامه از انشای تو

در دماغ خشک‌مغزان روغن بادام بود!

داشتم سامان مستی از کشاد معنی‌ات

مطلع مهر نشانم از در و از بام بود!

طغرل از مضمون استغناش اکنون پخته است

باغبان گلشن لطفش همانا خام بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به یاد روزهای خوشی می‌افتد که با دریافت نامه‌هایی زیبا و دلنشین از معشوقش سپری می‌شد. او از احساس شادابی و نشاطی که این پیغام‌ها به او می‌بخشید، سخن می‌گوید و با نگاهی عمیق به کلمات و معانی نوشته‌های معشوق، دل‌مشغولی‌های خود را آرام می‌کند. شاعر از زیبایی نوشتار معشوق و تاثیر آن بر ذهن خود می‌گوید و به خاطر می‌آورد که چگونه عشق و احساساتش را با این کلمات به دام می‌اندازد. همچنین به بزرگ‌تر شدن و پخته‌تر شدن عشق و محبت خود در این رابطه اشاره می‌کند.