نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلام طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود

ز یمن مقدم تو خوان من مزار شود

یکی گذر به سر تربتم که بعد از مرگ

ز خاک من به رهت نرگس انتظار شود

دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کن

که صحن باغ پر از غل غل هزار شود

سمن که زلف تو را دید سر فرود آرد

گل از طراوت رخساره تو خوار شود

لبت که وقت تکلم حیات می‌بخشد

مسیح از لب لعل تو شرمسار شود

امیر کشور حسنی و نیست مانندت

هر آن که روی تو را دید بی‌قرار شود

منم که حلقه به گوش توام نمی‌پرسی

چه می‌شود که تو را طغرل اعتبار شود؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و دلدادگی اشاره دارد و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر از سنگینی محبت او سخن می‌گوید و این که هر چیز در حضور محبوبش تحت تأثیر زیبایی و نورانیت او قرار می‌گیرد. او به کنایه می‌گوید که حتی پس از مرگ، انتظار دیدار محبوب به زندگی‌اش معنا می‌دهد. شاعر از زیبایی و لطافت چهره محبوب، مانند فرشته‌ای و تأثیری که بر سایر گل‌ها دارد، سخن به میان می‌آورد. در نهایت، او به جایگاه خود به عنوان عاشق می‌بالد و از محبوبش می‌خواهد که به او توجهی داشته باشد.