نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید

ز شام غم سیه روزم شب تار اینچنین باید!

نمی‌باشد به غیر یأس دیگر دستگیر من

به نکبت‌خانه دنیا مددگار اینچنین باید!

نداند کفر زلفش هیچ آیین مسلمانی

به کیش اهرمن البته زنار اینچنین باید!

ز دست ناکسی همسنگ پای مور گردیدم

به میزان محبت وزن و مقدار اینچنین باید!

متاع هر دو عالم نقد محنت را نمی‌ارزد

قماش جنس غم را نرخ بازار اینچنین باید!

ادیب طفل اشک عاشقان باشد سرشک من

بلی در سلک جوهر در شهوار اینچنین باید!

پر پروانه باشد روغن شمع وفا امشب

به عرض مدعا سامان اظهار اینچنین باید!

عرق گل می‌کند از جوهر عکس رخش هر دم

به حیرت خانه آیینه معمار اینچنین باید!

هزارش آفرین طغرل برین یک مصرع بیدل

ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و غم شاعر است که از مشکلات زندگی و عشق رنج می‌برد. شاعر از اشک‌ها و غم‌هایش می‌گوید و به ناامیدی‌اش اشاره می‌کند که در دنیای پر از رنج، امیدی نمی‌بیند. او به جاذبه‌های دنیوی و عشق اشاره می‌کند که هیچ‌کدام ارزش واقعی ندارند. در کل، شعر حسرت و اندوه را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که زندگی پر از چالش و مشکلات است و زیبایی‌های ظاهری نمی‌توانند تسکین‌دهنده این دردها باشند.