نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار

جامه‌ای همچون پر طوطی به بر دارد بهار

دم به دم آیینه‌سان در عشرت‌آباد چمن

شاهد گل‌های رنگین جلوه‌گر دارد بهار

از خط ریحان لعل او مرا معلوم شد

بر لب دریای رحمت نیلوفر دارد بهار!

می‌رساند شیر اندر کام طفلان نبات

از تقاضای موالیدش خبر دارد بهار

بسته محمل رنگ گل بر ناقه باد صبا

گوییا زین باغ آهنگ سفر دارد بهار

چون نگه در آشیانش حاجت پرواز نیست

بس که از رنگ پریدن بال و پر دارد بهار!

آنقدر در باغ امکان کرده سامان کرم

شاخ هر نخلی که بینی پر ثمر دارد بهار

از شعاع شعله هر صفحه گل روشن است

بس که از اعجاز یاقوتی خبر دارد بهار

در گریبان تأمل فرصت اندیشه نیست

دامنی از راه سرعت بر کمر دارد بهار

صد چمن گل گر نماید پیش چشمش جلوه‌ای

کی به غیر از رنگ و بو مد نظر دارد بهار؟!

آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است

چشم وا کن رنگ و اسرار دگر دارد بهار!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به زیبایی بهار و زیبایی‌های آن در باغ‌ها می‌پردازد. در این بهار، گل‌ها و رنگ‌ها به طرز خیره‌کننده‌ای جلوه‌گر شده‌اند. بهار با طراوت و سرسبزی‌اش، شادی و لذت را به همراه دارد و هر جا که نگاه کنیم، زیبایی و شگفتی‌های طبیعی دیده می‌شود. این فصل با بارش نعمت‌ها و شکوفایی گیاهان زندگی را به بچه‌ها و سایر موجودات می‌بخشد. بهار همچون آیینه‌ای از رنگ و عطر گل‌هاست و همه جا را پر از شکوه و شگفتی می‌کند. در نهایت، شاعر با اشاره به این‌که بهار اسرار و زیبایی‌های جدیدی به همراه دارد، به استقبال آن می‌پردازد.