نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش

که جوهر گل کند آیینه‌سان از آب شمشیرش

اگر هوشم کند در ظلمت زلفش شبیخون را

عسس گر ماه باشد منع نتوان کرد شبگیرش!

کمان ابروی او هرکجا گر ناوک اندازد

رسا گردد پر مرغ محبت از پر تیرش

ازآن هر دم کشد تیغ از نیام خویش بر قتلم

که نبود جوهری جز خون من دیگر به شمشیرش!

روان لذت برد از مصحف رویش نظر کردن

که از روح‌البیان روح باشد شرح و تفسیرش

نوای پرده غم بس که مضراب دگر دارد

نمی‌باشد به جز «عشاق » آهنگ بم و زیرش

عرق گل می‌کند صبح امید از شام نومیدی

بود از مهر شبنم گرمی بازار تأثیرش

به یک دم عمر از قید تعلق نیست آزادی

حباب آیینه‌ای دارد که باشد موج زنجیرش

به صبح انفعال از شرم جرعت دم زند عشقم

خجالت شبنمی دارد که بی‌مهریست تصویرش

بنای طاقتم را سوخت طغرل مصرع بیدل

که تاق عمر چون بشکست ممکن نیست تعمیرش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق، تاثیرات عاطفی و دشواری‌های عشق پرداخته است. شاعر به توصیف زیبایی و قدرت این احساس می‌پردازد و اشاره می‌کند که عشق می‌تواند هم لذت‌بخش و هم دردناک باشد. او از آثار زیبای محبوبش بر روی روح و جانش سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه عشق می‌تواند انسان را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین به بیان حسرت‌ها و محدودیت‌های موجود در زندگی و عشق می‌پردازد و می‌گوید که این احساسات باعث می‌شود هیچ‌گونه آزادی واقعی وجود نداشته باشد. در نهایت، شاعر از نابودی امید و طاقتش به دلیل این عشق سخن می‌گوید، که نشان‌دهنده عمق و شدت عواطف اوست.