نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۸ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش

که در پرواز می‌آید دل از شوق پر تیرش؟!

خیال ابرویش کن قطعه رنگین هوس داری

که سرمشق شهادت نیست غیر از مد شمشیرش

به سودای سر بازار غم دیوانه می‌گردد

اگر افتد به پای عقل زلف همچو زنجیرش

ز مضمون بلندی‌های قدش یک قلم گویم

قلم از شاخ طوبا کن اگر خواهی تو تحریرش

چو من هر کس حدیث لعل شیرینش بیان سازد

شکر ریزد به هنگام سخن از شهد تقریرش

کمند جذبه شوقش عجب خاصیتی دارد

که باشد دانه‌های دام مطلب خون نخچیرش

شکست رنگ جرعت شد نصیب خامه مانی

که امکان درستی نیست اندر نقش تصویرش

چه افسون است یارب همچو مخمل نرگس او را

که می‌باشد به خواب ناز و بیدار است تأثیرش؟!

به شام هجر از صبح وصال او مشو غافل

که می‌جوشد ز پستان عمل شیر از تباشیرش

چه درد سر مرا از اعتبارات محک اکنون

عیار صافی‌ای دارم که حاجت نیست اکسیرش!

ز معمار قضا هرگز نبیند روی آبادی

بنای خانه هستی که ویرانست تعمیرش!

خوشا از مصرع موزون دریای سخن طغرل

عرق کرد آه من آخر ز خجلت‌های تأثیرش!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت خاص شخصی اشاره دارد که در آن شاعر از ویژگی‌های ظاهری و باطنی او سخن می‌گوید. شاعر تحت تأثیر ابرو و زلف او قرار گرفته و این ویژگی‌ها باعث می‌شود که دل او به شوق پرواز کند. او به تأثیرات عمیق عشق و دلتنگی اشاره کرده و از درد و رنجی که ناشی از این عشق است، سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از ناتوانی در بیان زیبایی‌های او و تاثیرات عاطفی‌اش بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که وجود او حتی در دوری هم بر دل شاعر اثر می‌گذارد. در کل، این شعر عواطف شدید و زیبایی‌های عشق را به تصویر می‌کشد.