نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!

نیستی مجنون تو را از محنت لیلا چه حظ؟!

غوطه در بحر خجالت زن گهر می‌بایدت

مرغ خاکی را ز موج صافی دریا چه حظ؟!

آرزوی وصل از اوهام کی گردد تمام؟!

گر نباشد باده با مخمور از مینا چه حظ؟!

صحبت روشندلان هر جا نمی‌بخشد اثر

سنگ را از تابش مهر جهان‌آرا چه حظ؟!

نیست امکان سخن با یار بی تمهید جهد

گر نه‌ای موسی تو را از طور و از سینا چه حظ؟!

دیده دل صاف کن از تهمت کوری برا

کز فروغ سرمه اندر چشم نابینا چه حظ؟!

گر نه‌ای عاشق مرو در دامن دشت جنون

داغ نبود در دلت از لالهٔ حمرا چه حظ؟!

تا توانی ساز اصلاح مزاج خود ولی

در دماغ فاسدت از عنبر سارا چه حظ؟!

زینهار از حاصل دنیا مرادی پیشه کن

حاصلی گر نیستت از حاصل دنیا چه حظ؟!

خود طبیب خود شو و بیماری خود کن دوا

قابل صحبت نه‌ای از بوعلی سینا چه حظ؟!

مقصد از جنت مرا طغرل بود دیدار او

گرنه دیدارش بود از جنت المأوا چه حظ؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم لذت و بهره‌وری از زندگی می‌پردازد. شاعر به بلبل نام می‌برد و می‌گوید اگر از گل‌ها لذتی نمی‌برد، پس چه فایده‌ای دارد؟ همچنین به مجنون اشاره می‌کند که اگر از محنت لیلا هیچ بهره‌ای ندارد، چه سودی در آن است. او به وسیله‌ای برای درک بهتر زندگی، غوطه وری در خجالت و نیاز به نزدیکی با روشندلان را مطرح می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که بدون تلاش و آمادگی، رابطه با دیگران بی‌نتیجه خواهد بود. او همچنین بر اهمیت خودشناسی و اصلاح درونی تأکید می‌کند و از دنیا و آرزوهای بی‌فایده برحذر می‌دارد. در نهایت، شاعر بر اهمیت ارتباط واقعی با دیگران و خودآگاهی تأکید دارد و می‌خواهد خواننده به عمق وجود خود نگاه کند تا به لذتی حقیقی دست یابد.