شمارهٔ ۲۰۳ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
میکند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
همچو آن طفلی که در گلشن کند از ناز رقص
جلوه حسنش کنون در چشم بازش میکند
چون خرام جلوه تیهو به چشم باز رقص
دارد از خط لبش پیغمبر حسنش کتاب
طرفه پیغمبر که میباشد ورا اعجاز رقص!
در خم زلفش دلم امروز میرقصد چنان
همچو آن گویی که سازد پیش چوگانباز رقص
رشک رقاص است انجام تپشهای دلم
گر کند آن شوخ رقاصی دم آغاز رقص
دوش در آهنگ «عشاق » از «نوا» میکوفت پا
میکند آن گلبدن امروز در «شهناز» رقص
مطربا زیر و بم قانون خود را ساز کن
تا نسازد آن پری در انجمن ناساز رقص!
دیشبم یک بار رقصیدی کنون بهر خدا!
باز رقص و باز رقص و باز رقص و باز رقص!!
سر عشقم طغرل از تمکین دل پوشیده بود
بس که میرقصد دلم ترسم شود غماز رقص!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت رقص و حرکات عاشقانه اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و تشبیهات خاص، رقص معشوق را به عنوان نمادی از عشق و شور و شوق توصیف میکند. او از جلوههای ناز و زیبایی معشوق صحبت میکند و چگونگی تاثیری که این زیبایی بر دل و جانش دارد را به تصویر میکشد. هر بیت به نحوی نشاندهنده احساسات عمیق عاشقانه و تمایل به رقص و شادی است. در انتها، شاعر از تکرار رقص به عنوان نمادی از عشق و زیبایی یاد میکند و نگرانی خود را از اینکه دلش به خاطر این عشق به غمازی بیفتد، ابراز میکند.