نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۴ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط

شهد جام عیش را با زهر غم کرد اختلاط

راحتی نبود به کس در محنت‌آباد جهان

جای آسایش نباشد صحن و بام این رباط

فرصت فردا ز دیوان ازل نآمد تو را

می‌توانی کن تو کار خویش امروز احتیاط

در سلوک عاشقی تمکین بود شرط ادب

بارگاه عشق نبود جای هزل و انبساط

زال دنیا را که مردان سه طلاقش داده‌اند

غره مکرش مشو بینی به گوش او قراط

عاقبت پیچید به پایت رشته دام اجل

مسلخ دنیا که از شام و سحر دارد قماط

طغرل از جام ازل با قسمت خود راضی‌ام

زهر غم باشد نصیبم از قضا جای قباط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ناامیدی و تلخی زندگی اشاره دارد. شاعر می‌گوید که زندگی پر از رنج و درد است و آرامش واقعی در آن وجود ندارد. او به اهمیت فرصت‌ها در زندگی تأکید می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که باید هوشیار باشیم و از لحظات استفاده کنیم. در عشق نیز، ادب و احترام شرط است و جایی برای شوخی و بی‌توجهی نیست. شاعر نسبت به فریب دنیا و نیرنگ‌های آن هشدار می‌دهد و در نهایت به قضا و قدر و پذیرش سرنوشت خود اشاره می‌کند.