شمارهٔ ۲۰۷ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
هر کس که دارد یک دلبر فیض
محوست گویا در منظر فیض
در هر دو عالم هرگز نمیری
گر گشته گردی از خنجر فیض!
در ظلمت غم میکن تحمل
باشد که یابی روشنگر فیض!
صد دل شهودش باشد به دعوا
هرکس که دارد یک محضر فیض
بیصبح یک دم هرگز نبینی
بر فرق خورشید این افسر فیض
کلک ادب را بر صفحه دل
بنمای راهی از مستر فیض!
غافل چه باشی محبوب مطلوب
در خواب نازست بر بستر فیض!
خوش میتوانی کردن دماغت
تا بو که یابی از عنبر فیض!
آیینهسان شو از صافی دل
گیری جهانی از جوهر فیض!
ضایع مگردان هرگز نروید
در هر زمینی سوسنبر فیض!
مانند طوطی در کام طغرل
هرگز نباشد جز شکر فیض!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و فیض الهی پرداخته است. شاعر بیان میکند که هر کس که محبوبی داشته باشد، در حقیقت در نور فیض قرار دارد و حتی در سختیها نیز نمیمیرد. او به اهمیت تحمل در غم و جستجوی روشنی اشاره میکند. عشق و فیض در دل انسان، او را به سوی زیبایی و ادب هدایت میکند و بیخبری از این فیض مانع از دستیابی به آرامش میشود. شاعر همچنین به تمثیلهای زیبا و لطیف اشاره میکند و از زیباییهای عشق و فیض الهی سخن میگوید. در نهایت، او بر لزوم حفظ این فیض و اهمیت آگاهی از آن تأکید میکند.