شمارهٔ ۲۲۰ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خوشا روزی که از مضمون طغرل
به عرض آید در مکنون طغرل!
سمند فکر خود را زن تو مهمیز
نماید جلوه در هامون طغرل
سخنهایی که چون سحر حلال است
مرتب گشته از افسون طغرل
پر از گوهر شود دامان فکرت
روی در قلزم مشحون طغرل
روان شد از غمش دریا ز چشمم
حذر سازید از جیحون طغرل!
عجب نبود که از راه تلطف
به دست آورد دل محزون طغرل
مکش با تیغ هجرانم که اکنون
نمیارزد جهان در خون طغرل!
خیال قامت دلدار باشد
عصای قامت واژون طغرل!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش طغرل و زیباییهای او پرداخته است. شاعر از فکر و اندیشه خود به عنوان "سمند" یاد کرده و میگوید که این اندیشه او را به زیبایی طغرل هدایت میکند. سخنان او به مانند سحر اثرگذار و دلنشین است و تفکرش را پر از زیبایی و گوهر میکند. عشق به طغرل به قدری عمیق است که شاعر از درد و غمش به دریا شبیه میکند و تأکید میکند که زندگی بدون طغرل ارزش ندارد. در پایان، خیال و تصویر محبوبش را با زیباییهای طبیعت و قامت او مقایسه میکند.