نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۹ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ

از زبان شعله عرض مدعا دارد چراغ

حیرتی دارم که دائم نانش اندر روغن است

ناله و فریاد هر ساعت چرا دارد چراغ؟!

بهر دفع لشکر ظلمت کنون شب تا سحر

از پر پروانه از آتش لوا دارد چراغ

در محیط آتش غم کشتی امید او

کی به جز پروانه فکر ناخدا دارد چراغ؟!

طغرل این اسرار مخفی نیک روشن شد مرا

کش ازین بی‌طاقتی یک مدعا دارد چراغ!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف چراغی حکایت می‌کند که از دل غم و اشک، نور می‌تاباند. چراغ، در حالی که با ناله و فریاد خود در تلاش است، نمایانگر امید و روشنایی در دل ظلمت‌هاست. پروانه‌ای که به دور چراغ می‌چرخد، نماد عشق و فداکاری است و چراغ در بحبوحه آتش غم‌ها، نشانه‌ای از ایستادگی و امیدواری است. در نهایت، شاعر به روشنایی و درک اسرار نهفته‌ای که این چراغ به او بخشیده، اشاره می‌کند.