نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را

می‌کند درس ادب نیرنگ افسون تو را

در طریق عشق اندر وسعت‌آباد جنون

نگذرد غیر از سمند وهم هامون تو را!

سرو اندر باغ سر در پای شمشاد افکند

گر ببیند طره گیسوی واژون تو را!

شبنم خجلت شود کوه بدخشان تا ابد

بشنود وصف حدیث لعل میگون تو را!

خامه تحریر از چوب صنوبر بایدم

تا به عرض آرم بلندی‌های مضمون تو را!

هرکسی ناید به زیر پرده مضراب غم

زیر و بم بسیار باشد ساز قانون تو را!

از فریب نرگس مستت کسی آگاه نیست

ای بسا افسون که باشد چشم مفتون تو را!

قرعه فال طرب هرگز نآمد از قضا

از هجوم بخت بد عشاق محزون تو را!

قامت طوبی به زیر بار خجلت بشکند

در چمن بیند خرام قد موزون تو را!

طغرل از جان می‌کند امروز صراف سخن

حلقه گوش معانی در مکنون تو را!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های زیبا و کنایه‌هایی لطیف، اثر محبت و اثرات نیرنگ‌آمیز عشق را به تصویر می‌کشد. اشاره به غم و شادی عشاق، تمثیل‌هایی از طبیعت و نمادهای شعرای پیشین، همچنین احساس خجلت در برابر زیبایی معشوق از مضامین اصلی شعر است. در کل، شاعر با بیان شور و شوق عاشقانه و تحسین ویژگی‌های معشوق، عمق احساسات و عشق را به نمایش می‌گذارد.