نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما

بود چون سرو عریانی به بر ما را پرند ما

صدای محمل راه نفس شد اضطراب دل

به غیر از ناله کی خیزد دگر درد از سپند ما؟!

لب شیرین چو خسرو سرنوشت خامه ما شد

شکر ریزد سراپا همچو نی از بند بند ما!

محیط یک جهان معنی شدیم امروز در عالم

صدای کوس نوبت می‌زند کوه پهند ما

ز بس داریم ما غواصی بحر سخن اکنون

گهر از قلزم معنی کشد فکر بلند ما

غزال دشت وحشت گشت صید وادی الفت

ز تار رشته فکر رسا باشد کمند ما

خرام رایض کلک کف ما را چه می‌پرسی؟!

دو عالم را نماید طی به یک جولان سمند ما!

به قلاب نفس یک عالمی در دام ما باشد

رهایی نیست اصلا صید معنی را ز بند ما!

خوشا طغرل ازین یک مصرع بیدل که می‌گوید

چرا در بند نقش ما نباشد نقشبند ما؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق نویسنده نسبت به آزادی و عشق می‌پردازد. شاعر به زیبایی و عریانی عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در دلش تنها ترس و اضطراب وجود دارد. او از شیرینی کلامش که نسبت به سرنوشتش سخن می‌گوید، یاد می‌کند و به معنای عمیق زندگی اشاره دارد. با استفاده از تشبیه‌های زیبا، از جستجو در دنیای معانی سخن می‌گوید و به ارتباطی که با احساسات و افکار دارد، اشاره می‌کند. در نهایت نیز به این نتیجه می‌رسد که دستاوردهایش در نیل به معانی عمیق زندگی او را در بند خود نگه داشته است.