نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم

تپیدن‌ها بود طومار نبض سعی‌الحاجم

چراغم یافت آخر از خموشی سرفرازی‌ها

مرصع شد ز سنگ سرمه گویا گوهر تاجم

سفیر بلبل آهم چو نی گر ناله انگیزد

نیستان یک قلم آتش شود ز اخگر دهد باجم

به سعی گفتگوی او سرم در پای دار آمد

به فتوای محبت گوییا منصور حلاجم

بیا ای مشرق صبح سعادت در برم یک دم

که من از بهر تشریف قدومت سخت محتاجم!

ازآن روزی که نخل قامتت بشکست طوبی را

به سودای خیال سرو بالای تو دراجم

بلند است آنقدر فکر بلندم در سخن طغرل

تو پنداری که اندر تار و پود شعر نساجم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جستجوی زیبایی و سعادت است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از شخصیت محبوبش خواسته که به او نزدیک شود و حسرت و نیازش را به او نشان می‌دهد. شاعر همچنین از عاشقانه بودن زندگی و تپش قلبش به خاطر عشق سخن می‌گوید و اعتراف می‌کند که خیال محبوبش تا چه حد در افکار و شعرهایش نفوذ کرده است. در کل، این شعر تجسمی از عشق، زیبایی و احساساتی است که در برابر محبوب به وجود می‌آید.