نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۵ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم

گلاب خجلت از سنبل کشد تصویر بهزادم

نگاه حیرتم از نقش پای او سبق گیرد

مگر عکس رخ آیینه بود سرمشق استادم!

معمای سر زلفش به جز از شانه نکشاید

ازآن در باغ زیر سایه موزون شمشادم

سپند داغ رشکم سوخت از دل سر نزد ناله

تو پنداری به سنگ سرمه خوابیدست فریادم

به سودای خیالش شهره آفاق گردیدم

تمنای وصالش داد نام و ننگ بر بادم!

شکست دل به سنگ یائس پیغامیست جمشیدی

صدای کاسه‌چینی دهد فغفور را یادم!

ازآن گریده‌ام در اوج دانش طغرل معنی

به قید لفظ نازک بس که شاهین بود صیادم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر نسبت به عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از خجالت و پریشانی ناشی از عشق صحبت می‌کند و زیبایی معشوقش را به گلاب و سنبل تشبیه می‌کند. او در توصیف معشوق، نگاهی حیرت‌انگیز و نقش‌دار را به تصویر می‌کشد و به عنوان الگو از زیبایی او یاد می‌کند. شاعر به دل‌تنگی ناشی از عشق و سرگردانی‌اش در جستجوی وصال می‌پردازد و به آثار عشق بر قلبش و همچنین احساس رشک از دیگران اشاره دارد. در نهایت، او به شهرت و عواقب عشقش اشاره می‌کند و به نوعی از آگاهی از زیبایی و دانش اشاره دارد که دارد، ولی همچنان در قید عشق و زیبایی معشوق به دام افتاده است.