شمارهٔ ۲۴۳ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
سرو آزادت زان رو شد به آزادی علم
کلک تقدیر از خط ریحان به ریحان خطت
نسخ تعلیق وفا را کرد بر لعلت رقم
طائر نظاره عشاق بر گرد سرت
همچو امواج کبوتر بر لب بام حرم
مانی چین گر ببیند نقش مطبوع تو را
صورت خوبان عالم محو سازد یک قلم
هست این معنی مرا روشن که مانند تو نیست
چون تو معشوق پریزادی بود بسیار کم!
طرفه صیادیست چشمان هر دم میکند
از خدنگ سایه مژگان ناز خویش رم
مشک از حسرت به ناف آهوی چین چون شود
گر صبا زلف تو را آشفته سازد صبحدم
طالع برگشتهای دارم که طغرل در جهان
صبح اقبالی ندیدم هیچ غیر از شام غم!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و آزادی است. شاعر به تشبیه قامت معشوق به درخت نخل و سرو میپردازد و از احساس عمیق خود نسبت به او صحبت میکند. او به انگشت قلم وعشق نیز اشاره میکند و میگوید که معشوقش بینظیر و منحصر به فرد است. چشمهای معشوق نه تنها زیبایی او را توصیف میکند بلکه هر جذابیتی را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین شاعر از حسرت و غم ناشی از دوری و تنهایی سخن میگوید و به روزهای خوش گذشتهاش اشاره میکند که دیگر برنگشتهاند. در کل، شعر احساسی عمیق و نگاهی به زیبایی و عشق دارد.