شمارهٔ ۲۴۴ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
شیوه دلبر گر اینست چون ازین دل بر برم؟!
در مقام وصل بانگ بیمحل دارد رقیب
میکند گوش خرد را صوت این انکر کرم
در ره عشق تو گشتم پادشاه عاشقان
مسند غم تختگاهم چهره اصفر فرم
در تمنای غبار نقش پایت خاک به
یابد از ظل همای دولت ار افسر سرم
از هجوم داغ عشقت شد دلم آتش نصب
چون سمندر خو به آتش گیر زین مجمر مرم
آنقدر جمعیت شوقت سرشک ایجاد کرد
از هجوم اشک حسرت گشت تا بستر ترم
طغرل از قید سر زلفش کجا خواهم رسید
تا ابد در بوته غم سازد او اخگر گرم؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و دوستی عمیق خود نسبت به محبوبش اشاره دارد. او احساس میکند که در محرمیت عاشقانهاش هیچ کس را جز معشوق نمیبیند و در غم محبت او غرق شده است. او همچنین از درد و سختیهای عشق سخن میگوید و به زیباییهای محبوب اشاره میکند که حتی در عذاب عشق نیز تسکیندهنده است. عواطف و احساسات شدید او باعث میشود که همواره در فکر معشوق باشد و درد و اشکهایش نشانههای عشق و شوق اوست. در نهایت، شاعر به ناامیدی از دست نیافتن به محبوب اشاره میکند و میگوید که همیشه در غم عشق او خواهد ماند.