شمارهٔ ۲۵۵ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نشئه از میخانه تحقیق میخواهد دلم
تا ز قید حلقه زلف مجازی بگسلم
نردبان بام مطلب پایه جز همت نداشت
شام نومیدی ز صبح مدعا آمد به دم
رنگآمیز گلستان توصل شد حیا
غیر او چشمک چو نرگس بر رخ دیگر زدم
بال پرواز سبکروحی ندارد جز فنا
آشیان گیرد همای مطلب از اوج عدم
سکه نام بزرگی جز به مهر خاموشی
کی زند دانا به سیم قلب غیر از این درم؟!
نقش بهزادست تصویری که در دل بستهایم
حیرت آیینه را تمثال ما باشد رقم
ذوق آغوش تپشها همچو مو در آتش است
سوختم از ناله تا گشتم چو نال اندر قلم
از پریشانی به دل جمعیتی دارم چو گل
تنگ آمد پیرهن این جامه بر تن میدرم
داغ دل چون لاله سامان فنا تمهید شد
سبزه این باغ طغرل از خزان دارد ستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و تعلقات مجازی سخن میگوید و آرزوی رهایی از آنها را دارد. او به دنبال حقیقت و معنای عمیقتری در زندگی است، با اشاره به وجود موانع و ناامیدیها. شاعر همچنین به زیبایی طبیعت و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که این احساسات همراه با درد و رنج هستند. در نهایت، شعر به نوعی تضاد میان هستی و فنا، و شور و شوق درونی شاعر را به تصویر میکشد.