شمارهٔ ۲۵۷ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم
زند بر هم دم صبح نشاطم ظلمت شامم!
به دیوان خیالم نیست غیر از ابجد عشقش
ز نقش این نگین باشد بلندآوازه نامم
گل طبعم شکفته از نسیم نکتهسنجیها
سراپا دم زند از پخته مغزی میوه خامم
تپیدم ناله کردم سوختم با خویش پیچیدم
به موج بیقراری ناخدا گردید آرامم
حصول مدعا در چهره دهرست ناپیدا
به جای شهد شد حنظل نصیب از دور ایامم!
می شادی به هرکس قسمت از روز ازل باشد
نشد از ساقی دور فلک یک جرعه در کامم
کجا آید مرا طغرل به خاطر جنت و حورش
که همچون هاله امشب من همآغوش مه تامم؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تجربههای عمیق خود از عشق و زندگی میپردازد. او از ناپایداری و تغییرات زندگی صحبت میکند و اینکه چگونه در کنار زیباییها و لذتها، درد و ناامیدی را نیز تجربه کرده است. شاعر به تحولات درونی خود اشاره دارد و به دنبال درک معنا و شادی در زندگی است. در نهایت، او در جستجوی آرامش و کامروایی در دنیای پر از تغییرات و چالشهاست. این اشعار نشاندهنده تنهایی و longing او برای زیبایی و عشق حقیقی است.