نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جان طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

عشق تو بلای جان و دینم

درد و الم تو آن و اینم

با عشق تو شهره زمانم

گر چند فتاده زمینم

داغم ز غم تو لاله‌آسا

چاک است ازان دل حزینم

ای صید کمان ابرویت من

چشم تو همیشه در کمینم!

لعلت به ستیزه می‌فشاند

حنظل به دهن ز انگبینم

هرچند که دورم از بر تو

نام تو بود خط نگینم

رم کرده ز ما غزال خویت

بودست مگر قدر همینم؟!

یک بار نگفتی از تلطف

کای عاشق زار کمترینم!

مقصود تو چیست کآنچنانی؟!

تا بو که بگویمت چنینم

جان و دل و دین به باد دادم

با مصحف روی تو یمینم!

از عشق تو سود من همین بس

فرهاد بگفته آفرینم!

نامم چو به عاشقی علم شد

طغرل شده سرخط جبینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار بیانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه شاعر است. در این متن، عشق به معشوق به عنوان بلایی جان‌سوز و دردآور توصیف شده است. شاعر با درد و غمی که از دوری معشوق می‌کشد، خود را به لاله‌ای داغ‌دار تشبیه می‌کند. او ابراز می‌کند که چشم معشوق مانند کمینی همیشه در جستجوی اوست و زیبایی‌اش را به عسل تشبیه می‌کند. با وجود فاصله، نام معشوق برای شاعر ارزش و اهمیت زیادی دارد. شاعر به عشق و فداکاری‌هایی که برای معشوق کرده اشاره می‌کند و از احساسات و دردهایش درباره این عاشقی سخن می‌گوید، در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این عشق برای او ارزشمندترین چیز است.